آذربایجان غربی کجاست؟؟؟
چشمه زارعان
اين چشمه در چهار کيلومتري غرب روستاي "زارعان"، در شمال شهرستان خوي قرار دارد. آب چشمه با فشار و گاز زياد از زمين خارج مي شود و در حوضچه بزرگي جريان مي يابد. آب چشمه زارعان از دسته آب هاي کلرو بي کربناته و سولفاته کلسيک و منيزين گازدار سرد است.
تالاب ها
مساحت تالاب هاي اين استان در حدود هفتصد کيلومتر مربع است و برخي از آن ها آب شيرين و برخي نيز آب شور دارند. بيش از صد و چهل نوع پرنده آبزي در تالاب هاي اين استان مشاهده شده است و بيشتر اين تالاب ها در اطراف شهرستان هاي مهاباد، نقده، ماکو، خوي و سلماس قرار دارند.
آبشارها
آبشارهاي متعددي در سطح استان آذربايجان غربي جاري است. از مهم ترين آن ها مي توان به آبشار "شلماش" اشاره کرد. اين آبشار با دره اي سرسبز و زيبا در کنار جنگل هاي پراکنده و زيبايي در نزديکي شهر سردشت قرار دارد و يکي از شاخه هاي رودخانه معروف زاب کوچک است. از ديگر آبشارهاي موجود مي توان آبشار "سدوک" اروميه و "قلعه جوق" ماکو را نام برد.
مناطق حفاظت شده
پارک ملی ارومیه
در دریاچه ارومیه مجموعاً صد و دو جزیره بزرگ و کوچک وجود دارد که تنها پنج جزیره آن به نام های جزیره "اسلامی" (شاهی)، "کبودان"، "اشک داغی"، "اسپیده" و "آرزو" از بزرگ ترین آن ها به شمار می روند. در جزیره کبودان موش صحرایی، قوچ، میش وحشی و حیوانات دیگر فراوان وجود دارد. همچنین تعدای پلنگ نیز در این جزیره زندگی می کنند. جزایر دریاچه ارومیه به جز جزیره اسلامی به عنوان مناطق حفاظت شده دریاچه، پارک ملی اعلام شده اند. مناظر زیبا و ارزش های حیاتی این منطقه نه تنها در داخل کشور، بلکه در جهان نیز از اهمیت و اعتبار فراوان برخوردار است. این منطقه جز پنجاه و نه نقطه بین المللی ذخایر طبیعی جهان است.
منطقه حفاظت شده مراکان
این منطقه در جنوب سواحل رودخانه ارس و در شهرستان خوی قرار دارد و دارای پوشش گیاهی بیشه زار و نیزه زار است. این منطقه گونه های مختلفی از حیات وحش و انواع پرنده را مانند قوچ، مار، میش، سنجاب، گراز، لاشخور و جغد در خوی جای داده است.
منطقه حفاظت شده آغ گل
این منطقه حفاظت شده بین ماکو و پلدشت قرار دارد. در این زیستگاه طبیعی میش، قوچ، کل، بز و پرندگان بومی و مهاجر مانند کبک و چیل زندگی می کنند. این منطقه هر سال پذیرای پرندگان مهاجر نیز است. علاوه بر مناطق و زیست گاه های طبیعی در برخی نقاط استان شکارگاه هایی نیز وجود دارد که شکار در این شکارگاه ها با نظارت سازمان محیط زیست انجام می گیرد. از جمله این شکارگاه ها می توان به شکارگاه های خوی، ماکو و شکارگاه های مرکز و جنوب استان اشاره کرد.
غارها
از معروف ترين غارهاي استان مي توان غار"سهولان" را در نزديکي شهرستان مهاباد نام برد. اين غار در سي و پنج کيلومتري شهر مهاباد قرار دارد و يکي از زيبا و شگفت انگيزترين غارهاي طبيعي ايران است. اين غار از چند حوضچه بزرگ که به وسيله دالان هاي آبي به هم متصل شده اند، تشکيل شده است. ارتفاع سقف غار از سطح آب در حوضچه آخر پنجاه متر و عمق آب در حوضچه وسط سي و پنج متر است. داخل غار داراي آب زلال و شفافي است و ديوارهاي آن با صخره ها و سنگ هاي آهکي پوشيده شده است.
از ديگر غارهاي موجود در استان مي توان به غارهاي "فرها"، "کهريز" و "دانيال" در اروميه، غارهاي "زندان" و "بابا حسن" در نقده، غارهاي "غيب آباد" و "کهل" و "زندان" در تکاب و غارهاي "بورينگ بزرگ و کوچک" در مهاباد اشاره کرد که برخي از آن ها علاوه بر جاذبه طبيعي، جاذبه تاريخي نيز دارند.
جنگل ها
جنگل ها به صورت پراکنده در نوار جنوب غربي استان و پيرامون دره زاب کوچک و ارتفاعات حواشي پيرانشهر و سردشت جاي گرفته اند و مساحتي حدود شصت تا هشتاد هزار هکتار دارند. اين جنگل ها در نقاط دور دست انبوه ترند. اين درختان شامل بلوط که به تعداد زياد در منطقه پراکنده است و درختاني ديگر چون گردو، زبان گنجشک، وليک، سقز، گلابي، سماق، پسته، توت وحشي و ... است. در دامنه اين جنگل ها هم گون، تمشک، کاسني، ختمي، کنگر وحشي، شيرين بيان، پيازکوهي، گل ماهور، گل گاوزبان، بومادران و درمنه مي رويد.
ساير مراکز ديدني استان عبارت اند از:
تفرجگاه "بند" اروميه، دره "شهدا" (قاسملو) که داراي جاذبه طبيعي و درختان ميوه فراوان است، پيست اسکي "خوشاکو" که در فصل زمستان پذيرايي دوستداران ورزش هاي زمستاني است، تاکستان ها و باغات سيب، انواع ميوه ها و توتستان ها که به صورت گسترده در سطح استان وجود دارند، تفرجگاه "فيرورق" شهرستان خوي، تفرجگاه "چشم ثريا"ي ماکو و چشمه "زلزله پسک" خوي.
تپه ها
تپه حاجی فیروز
تپه حاجی فیروز در بخش شرقی دره "سلدوز" و تقریباً در دو کیلومتری جنوب شرقی تپه حسنلو قرار دارد. حفاری های این تپه شانزده لایه استقرار و یازده مرحله ساختمان سازی را مشخص می کند. بر طبق این حفاری ها، واحدهای ساختمان های هزاره ششم ق.م حاجی فیروز به صورت واحدهایی مستقل از یک دیگر بنا شده بودند. واحدهای ساختمانی دارای اتاق های نشیمن، محل آماده سازی غذا و پخت و پز، انبارک های غذا و آذوقه و خمره های ذخیره بود. اجساد کودکان را هم معمولاً در زیر کف این قسمت دفن می کردند. دیوارها را معمولاً از چینه و در بعضی موارد از خشت هایی که بدون قالب بود، می ساختند. سطوح دیوارها را گاهی با مخلوطی از کاهگل و گچ اندود کرده بودند. روی قسمتی از دیوار یکی از منازل اثر رنگ قرمز مشاهده شد. کف بعضی از اتاق های نشیمن را هم با محلول گل آجری قرمز کرده باشند. سفال های منقوش حاجی فیروز را می توان یکی از عناصر فرهنگی مشخصه دوره حاجی فیروز محسوب کرد. نقاشی روی سطح خارجی ظرف صورت می گرفت و به ندرت نمونه هایی دیده شده است که سطح داخلی ظرف را نیز با نقاشی تزیین کرده بودند.
عناصر نقشی عبارت بودند از: انواع نقوش هندسی و خطی مانند جناقی ها، زیگزاگ ها، مثلث های سرو ته، نقوش درختی و نقطه چین ها.
تپه دالما
تپه دالما در جنوب غربی دریاچه ارومیه و در چند صد متری روستای "دالما" قرار دارد. در این تپه شش لایه استقراری مشخص شده است که تاریخ آنها مربوط به هزاره های پنجم و چهارم ق . م است. معماری تنها در لایه طبقاتی چهارم و پنجم تپه به دست آمد که به صورت بناهای مجرد و در اطراف یک حیاط ساخته شده بودند و در ساخت آنها از چینه و ملاط بسیار نازک گلی بهره گرفته شده بود.تمامی سفال های به دست آمده از تپه دالما دست ساز و اکثراً منقوش است. از دیگر آثار به دست آمده از این تپه می توان به دسته هاون سنگی، سردوک های سفالی، اشیای استخوانی و ... اشاره کرد.
تپه اهرنجان
تپه اهرنجان در دشت سلماس، در شمال غرب دریاچه ارومیه قرار دارد. براساس اطلاعات موجود، علاوه بر قطعات سفال های دوره نو سنگی، تعدادی مشته سنگ، سنگ ساب، هاون سنگی، تیغه های ابسیدین، انواع سردوک ها و ادوات ساخته شده از استخوان حیوانات نیز از سطح این تپه جمع آوری شده است. سفال های منقوش اهرنجان را با عناصر هندسی تزیین کرده اند.بیشتر ظروف اهرنجان را انواع کاسه های ساده و سبو تشکیل می دهند. بعضی از کاسه های اهرنجان دارای لوله کوتاهی در زیر لبه هستند که شبیه آن ها تاکنون در هیچ محل باستانی دیده نشده است.
گوی تپه
گوی تپه در حدود شش کیلومتری جنوب شرقی شهر ارومیه و در دره ای به همین نام واقع شده است. ابعاد تپه 455 متر در جهت شمال به جنوب و ششصد متر در جهت غرب به شرق و ارتفاع آن 5/24 متر است. یکی از آثار به دست آمده از این تپه، صفحه مفرغی منقش به تصویر "گیلگمش" – پهلوان حماسی بابلی – است. در این نقش گیلگمش میان دایره ای دو گاو وحشی را گرفته و آن ها را بلند کرده است. این شی به سده هشتم ق. م تعلق دارد.اثر دیگر مهری استوانه ای شکل است که در عمق هشت متری پیدا شده و نقش مایه هایی از خدایان بابلی را بر خود دارد و احتمالاً متعلق به حدود دو هزار ق. م است. این اثر تاریخی در حال حاضر در موزه هنرهای زیبای مترو پولیتن نیویورک نگهداری می شود.در حفاری علمی این تپه در سال 1948 م هفت طبقه را که به ترتیب از پایین به بالا نام گذاری شده اند. مشخص شده است. طبقه زیرین آن مربوط به هزاره چهارم ق.م است. آثاری از هزاره های سوم، دوم و اول ق . م نیز در این تپه قابل مشاهده است. بناهای ساخته شده در تپه ساده است و از گل و بعضاً از خشت خام برای ساختن دیوارها استفاده شده است.
تپه هفتوان
این تپه یکی از بزرگ ترین تپه های منطقه است و در پانزده کیلومتری شمال غربی دریاچه ارومیه، در وسط جلگه حاصلخیز سلماس قرار گرفته است. این تپه از هزاره سوم ق. م تا دوره ساسانی، هشت دوره فرهنگی را در بر می گیرد و دارای آثار معماری از خشت خام و سنگ است.
در این تپه سفال های منقوش نیز به دست آمده است. هشت دوره فرهنگی این تپه از بالا به پایین عبارت اند از اشیا و آثار مربوط به دوره های ساسانی، هخامنشی، اورارتو، دوره آهن، آهن، هزاره دوم ق . م طبقه مربوط به آغاز دوره شهر نشینی در اطراف دریاچه ارومیه (هزاره سوم ق . م) و آخرین طبقه مربوط به هزاره چهارم ق. م است.
غارهای باستانی
غار قلاتاسیان
این غار در فاصله دویست متری شمال غرب روستای "قلعه تاسیان" از توابع بخش "گورک نعلین" شهرستان سردشت قرار دارد. مدخل غار از اراضی مسطح حدود بیست متر پایین تر است. ورود به غار تنها از یک باریکه به طول چهار متر و به عرض سی الی پنجاه سانتی متر که بین صخره های دیواره ای ساحل و رود زاب ایجاد شده، امکان پذیر است. مدارک سفالی موجود در این غار، حکایت از زندگی انسان در این غار در دوره پارت و ساسانی دارد.
غار علی شیخ
روستای "علی شیخ" از توابع بخش مرکزی و در فاصله چهل و هشت کیلومتری شهرستان خوی قرار دارد. این غار یکی از غارهای باستانی و زیبای منطقه خوی است. غار دو دهانه کوچک و بزرگ دارد. داخل غار مملو از خاکستر و قطعات سفال شکسته است. سفال های این غار عموماً مربوط به اوایل دوران اسلامی است.
غار تمتمه
این غار در کوهی به همین نام در هجده کیلومتری جنوب غربی شهر ارومیه قرار دارد. این غار در سال 1949 م توسط پروفسور "کارلتون استنلی کون" مورد گمانه زنی قرار گرفت. آثار به دست آمده از این غار، قدیمی ترین مستندات در زمینه سکونت انسان در آذربایجان غربی است و سکونت انسان را در دوره پارینه سنگی در این منطقه تأیید می کند.
سنگ نبشته ها، سنگ نگاره ها
سنگ نبشته بسطام
این سنگ نبشته از بالای دروازه قلعه بسطام شهرستان خوی کشف شده است. این کتیبه به خط اوراتوبی است و توسط "روسا" پسر "آرگیشتی دوم" از پادشاهان آن قوم به خط میخی اوراتوبی نوشته شده است. رنگ آن سبز و جنس آن از سنگ های رسوبی و به شکل مکعب مستطیل است. بر روی این کتیبه شانزده خط نوشته موازی دیده می شود. این کتیبه توسط پروفسور "هینتس" – استاد دانشگاه گوتینگن آلمان- ترجمه شده است. این سنگ نوشته اکنون در تالار موزه ملی در معرض نمایش عموم قرار دارد.
سنگ نوشته کله شین
این سنگ به جای ستون مرزی در سر راه "رو اندوز" به "اشنویه" قرار داشت و به دلیل جنگ تحمیلی عراق و جلوگیری از صدمه احتمالی به موزه ارومیه منتقل شد. این ستون دارای دو صفحه و بر روی هر صفحه آن دو متن به خط آشوری و اورارتوبی است. متن یک صفحه آن دعا و نیایش برای رب النوع و متن صفحه دیگر شرح عملیات جنگی است. خط کتیبه به وسیله "شولتز" آلمانی کشف و ترجمه آن به همت "مینورسکی" صورت گرفت. کتیبه به فرمان "ایشپویینی" کنده شد.
کتیبه عین الروم
کتیبه کوهی عین الروم در بالای چشمه موسوم به اژدها و در دره "قاسملو" واقع در جنوب غربی ارومیه، تنها یادمان شناخته شده اورارتوبی مجاور آب در شمال غرب ایران محسوب می شود. این مکان در کنار جاه آسفالته اورمیه – اشنویه، نزدیک روستای "آق بلاغ" قرار دارد. کتیبه متعلق به "منوآ " (810 تا780 ق.م). فرزند "ایشپونی" (825 تا 810 ق. م) است. آب و سرما به آن آسیب شدید وارد ساخته و در اثر همین عوامل فرسایشی بخش هایی از خطوط میخی آن ریخته و یا محو شده است. هیأت باستان شناسی آلمانی که در سال 1970 م این محل را بررسی کرد، فقط توانست چند سطر اول این یادمان را بخواند.
کتیبه محمودآباد
کتیبه محمود آباد در سال 1355 ش در داخل روستایی به همین نام در حومه ارومیه کشف شد. این کتیبه به دوره اورارتوها تعلق دارد و مربوط به رؤسا است. متن کتیبه در مورد قربانی کردن و ذبح به درگاه خدای "شیبتو" یکی از خدایان اورارتوبی است. روسا پسر"سردوری" یکی از پادشاهان معروف اورارتوبی است. این کتیبه هم اکنون در تالار موزه ارومیه نگهداری می شود.
کتیبه موانا
تپه روستای "مونا" در بخش "سیلوانا" در سی و پنج کیلومتری غرب ارومیه، مکانی متعلق به هزاره اول ق . م است. در سال 1374 ش، در نزدیکی این تپه کتیبه ای سنگی به خط میخی اورارتوبی و آشوری متعلق به "اورزانا" پادشاه سرزمین "موصاصیر" به دست آمد. این کتیبه اکنون در موزه ارومیه نگهداری می شود.
سنگ نگاره خره هنجیران
سنگ نگاره خره هنجیران در بیست و هشت کیلومتری جنوب شهر مهاباد، در دره ای به نام خره هنجیران قرار دارد. جنس سنگ ها از نوع شیست رسوبی بوده و نگاره ها بر روی چندین قطعه سنگ ایجاد شده است. حکاکی موجود بر سنگ حکایت از تاریخ هزاره سوم ق. م دارد. نقوش شامل اسب، سوار کار و شکار حیوانات است.
نقش برجسته ساسانی خان تختی
این نقش برجسته دوره ساسانیان در شانزده کیلومتری شهر سلماس، بر روی سنگ صاف و بزرگی در کوه "پیرچاووش" حجاری شده است. در این نقش برجسته دو نفر سوار بر اسب نقش شده اند. احتمالاً این دو سوار، یکی "اردشیر" پادشاه نامدار ساسانی و دیگری "شاپوراول" است. در این نقش دو نفر پیاده نیز دیده می شوند؛ آن ها احتمالاً پادشاه ارمنستان و وزیر اعظم او هستند. در این نقش اردشیر حلقه قدرت را به پادشاه ارمنستان اعطا می کند.
محوطه های تاریخی
محوطه تاریخی کوه زندان سلیمان
این کوه کله قندی شکل از لایه های رسوبی تشکیل شده و به صورت منفرد در فاصله پنج کیلومتری تخت سلیمان واقع شده است و از آثار فوق العاده جالب و دیدنی است که در کمرکش آن آثار معماری هزاره اول ق. م از سنگ و ملاط ساروج وجود دارد. در پایین این کوه چشمه های آب گرم معدنی جریان دارد.این کوه به "زندان سلیمان" مشهور است. در فاصله چهار کیلومتری مشرق کوه زندان تپه ای کوچک به نام تپه " مجید " قرار دارد که یک تومولوس یا گورکان از هزاره اول ق . م است. بیرون تخت در بخش جنوب غربی یک جوی سنگی وجود دارد که سیصد متر طول و چهار متر ارتفاع دارد و شکل استثنایی آن چشم هر بیننده ای را خیره می کند. این جوی سنگی را اهالی محل "اژدهای سنگی " می نامند.
محوطه تاریخی برد کنته
این مجموعه در هفت کیلومتری شمال شهر مهاباد قرار دارد. "برد کنته " به معنی سنگ حفره دار در زبان کردی است. این مجموعه شامل چند قبر صخره ای، یک دژ و چند ردیف پلکان است که به وسیله کنده کاری و حجاری بر روی سنگ به طرز بسیار زیبایی ایجاد شده است. نمای عمومی این اثر و ظواهر دیگر نشان می دهد این مجموعه به احتمال زیاد عبادتگاه یا قربانگاه مشابه زیگورات بوده و شامل پله های سنگی و خشن است. در این مجموعه هیچ گونه ظرافتی مشابه آنچه که در تخت جمشید یا شوش دیده می شود، وجود ندارد و این را می رساند که این مجموعه مربوط به قبل از دوره هخامنشی و شاید قبل از دوره ماد و به احتمال زیاد مربوط به زمان حکومت مانا در هزاره اول ق . م است. تقریباً پنجاه و هشت پله محاط بر سه جهت تپه قرار دارد.ارتفاع پله ها به هیچ وجه یکسان نیست. به احتمال زیاد تپه محل دفن مردگان بوده است. در قسمت های دیگر کانال های آب، دیوارهای تدافعی و احتمالاً بقایای یک سد قدیمی دوره مانایی وجود دارد.
بازارها
بازار ارومیه
بازار قدیمی شهر ارومیه در مجموعه بافت قدیمی و در گوشه جنوب شرقی شهر قرار دارد. این بازار همراه با تغییر شیوه زندگی، دستخوش تغییرات زیادی شده است.قدیمی ترین بخش های باقی مانده آن به دوره صفویه به بعد تعلق دارد؛ به ویژه حمام های آن که متعلق به دوره زندیه و قاجاریه است.در بازار ارومیه هر راسته و بخشی، از سبک و شکل خاص دوره خود پیروی کرده است. بقایای به جا مانده، نمایانگر ذوق معماری دوره های مختلف است. علی رغم تنوع شکل طاق ها، چشمه و گنبدها مجموعه بازار از سادگی ویژه ای برخوردار است. به عبارت دیگر هیچ نوع کاشی کاری، گچ بری و سنگ کاری در آن دیده نمی شود.سردر ورودی اصلی بازار ارومیه از طرف مسجد اعظم، یکی از زیباترین جلوه های قدیمی معماری ایران است. بازار از طریق هشت یا نه راسته به خیابان های اطراف راه دارد. این بازار همچنان هسته مرکزی خرید و فروش اهالی این منطقه است. مصالح تمام راسته بازار و چهارسوها از آجر و اغلب بدون اندود ساده گچ است.بازار از قسمت های مختلف و سراهای متعدد تشکیل شده است و در هر سرا صنف خاصی فعالیت دارد.قسمتی از بازار دو طبقه است. درون بازار مسجد و حمام های مختلفی تعبیه شده بود.
بازار خوی
بازار خوی که بازمانده بازار وسیع و قدیمی خوی است، در ضلع شرقی شهر و به موازات خیابان های طالقانی و انقلاب قرار دارد. این بازار و همچنین دروازه سنگی، بقایای به جا مانده دیوار حصار شهر قدیم خوی و خندق پشت آن، مجموعه کاملی از سبک شهرسازی دوره اسلامی در دوره های افشاریه، زندیه، قاجاریه، اوایل پهلوی و معماری دوره خاندان "دنبلی" را نشان می دهد. این خاندان در خوی بناهای بسیاری ساخته اند.بازار خوی نیز به مرور دچار دگرگونی شد، ولی آنچه که به جای مانده با ارزش و قابل توجه است. راسته بازارهای سر پوشیده، چهار سوهای خوش ترکیب و سراهای نسبتاً بزرگ و جالب، شکل خوبی به آن داده است. با توجه به ویژگی های معماری و اقلیمی، بازار خوی نیز مانند بازارهای اصفهان، کرمان، اراک فاقد تزیینات خاص گچ بری، کاشی کاری و کتیبه است. تنها در بعضی قسمت ها خصوصاً در چهار سوهای آن نظم و دقت قابل توجهی در کار برد و رگه چینی آجر به کار رفته است.مصالح به کار رفته در بازار خوی سنگ و آجر و ملاط آن گچ و خاک است. در بعضی از قسمت های بنا- به ویژه در چهارسوها- نمای سنگی به چشم می خورد. در قسمت پی نیز از سنگ استفاده شده است.
کاروانسراها
کاروانسرای ارومیه
این کاروانسرا در داخل شهر ارومیه قرار دارد. دیوارهای جانبی این بنا از سنگ و طاق پوششی آن از آجر است. این بنا از اتاق های جداگانه ای که با یک در به هم راه دارند، تشکیل شده است و دارای حوض های زیبا و با شکوهی است. نمای خارجی و داخلی این بنا از آجر و سقف اتاق های بزرگ آن قوسی شکل است و درهای آن دارای سقف هلالی است. این بنا دارای پایه های سنگی برای قوس های هلالی است. با توجه به معماری کاروانسرا، این اثر به دوره قاجاریه تعلق دارد.
کاروانسرای خان
این بنا در مجموعه بازار قدیمی شهرستان خوی قرار دارد وهم اکنون حجره های آن مورد استفاده بازاریان است. بعد از این که به دستور"احمد خان دنبلی" بازار خوی با طرح بازار وکیل شیراز ساخته شد، این کاروانسرای نیز در کنار آن شکل گرفت و به نام بانی آن "خان" خوانده شد.کاروانسرای خان در ضلع غربی بازار قدیمی و مشرف بر خیابان طالقانی است. این کاروانسرا به شکل چهار ایوانی ساخته شده بود و اکنون فقط دو ایوان آن در شمال و شرق باقی مانده است. این ایوان ها دارای آجر کارهای مشبک بسیار زیبایی از آجر قرمز رنگ است. در داخل طاق ها، تزیینات آجر کاری به شکل ستاره دیده می شود. حوض نسبتاً بزرگی از سنگ نیز در وسط کاروانسرا قرار دارد.
کاروانسرای میرزا هاشم
در مجموعه بازار قدیمی خوی و به فاصله کمی از کاروانسرای خان، کاروانسرای میرزا هاشم قرار دارد. یک در ورودی این کاروانسرا از بازار، در دیگر از تیمچه میرزا هاشم و سومین در نیز مشرف به پارکینگ اختصاصی واقع در سمت غربی ورودی است. "میرهاشم" از بازرگانان معتبر و معمر خوی بود. حیاط کاروانسرا تقریباً هشت ضلعی و دارای چهار ایوان بود. هم اکنون سه ایوان آن با آجر چینی بسیار زیبا باقی مانده است. این کاروانسرا احتمالاً توسط میرهاشم بازرگان در اوایل سلطنت قاجار ساخته شد.
کاروانسرای چیت سازان
"عباس میرزا نایب السلطنه" در اجرای برنامه های اصلاحی خود یک کارگاه ماهوت بافی در خوی ایجاد کرد و بعد از بستن پیمان گلستان دستگاه های مورد نیاز را از روسیه خریداری و به خوی آورد. محل کارگاه در جایی بود که بعدها به کاروانسرای چیت سازان معروف شد. این کاروانسرا در چهار دهم ربیع الاول سال 1336 ه.ق طعمه حریق بلشویک های روسیه شد. در حال حاضر حجره های آن مورد استفاده بازاریان است.
کاروانسرای شاه عباسی
این کاروانسرا در فاصله سی کیلومتری شهرستان خوی، در جاده خوی به چالدران و در ابتدای جاده ورودی روستای "قوردیک علیا" قرار دارد.نقشه این کاروانسرا به صورت مربع است و امروزه قسمت هایی از دیوار و شکل کل آن دیده می شود. این کاروانسرا احتمالاً در دوره صفویه ساخته شده است. مصالح به کار رفته در بنای آن، آجرهای چهار گوش، سنگ های تراش خورده منظم و ملاط آهک با دانه بندی شن و ماسه است. کاروانسرای شاه عباسی به دلیل قرار گرفتن در یک موقعیت مناسب در جاده ابریشم از کاروانسراهای مهم منطقه به شمار می رفت
کاروانسرای قطور
کاروانسرای قطور در فاصله چهل و یک کیلومتری شهرستان خوی و در نزدیکی روستای " آلمالو"، در کنار رود خانه قطور چای قرار دارد و هنوز شکل کلی و ساختمان آن سالم مانده است. با توجه به کوهستانی بودن منطقه، مصالح به کار رفته در کاروانسرا، قلوه سنگ با ملاط آهک با دانه بندی درشت است. این کاروانسرا احتمالاً به دوره صفویه تعلق دارد.
قلعه ها
قلعه کاظم داشی (کاظم خان)
این قلعه صخره ای با ارتفاع بیش از سی و پنج متر به صورت شبه جزیره در ساحل دریاچه ارومیه قرار دارد. در گذشته این محل" یکدر" و " قرخلار" (چهل تن) نامیده می شد. در سال های 1914- 1918 م شخصی به نام کاظم خان- از افراد غیور قوشچی – این قلعه را جهت دفاع در برابر حمله های " اسماعیل آقا سیمیتقو" ساخت. آثار عمارت و ساختمان های متعددی از سنگ های بزرگ و تراشیده در پی و بنای این قلعه به چشم می خورد. در این قلعه تعدادی سنگ قبر از مرمر سفید و درخشان وجود دارد که روی آن ها عباراتی به خط نسخ زیبایی حجاری شده است. در بالای این قلعه چاهی به طول و عرض دو و نیم متر و عمق هشت متر دیده می شود.این قلعه فقط یک در دارد که به جاده سنگی باز می شود. در قرن هفتم ه. ق به دستور هلاکوخان این قلعه تجدید بنا شد.
قلعه اسماعیل آقا
در فاصله هجده کیلومتری شمال غربی شهرستان ارومیه، به فاصله نسبتاً کمی از جاده "سیرو"، در بالای یک رشته کوه منفرد بقایای آثار و قلعه ای نظامی به چشم می خورد. این کوه از دو طرف با شیب تند به رودخانه نازلو چای منتهی می شود و به لحاظ موقعیت سوق الجیشی حایز اهمیت است.
آثار موجود در این قلعه به دو دوره تاریخی تعلق دارد:
الف) دوره اول: آثاری مربوط به هزاره اول ق. م را شامل می شود. از این دوره بقایای دیوارهایی از یک پادگان نظامی اورار توبی باقی مانده است.
ب) دوره دوم: شامل آثار و بقایای قلعه دفاعی دیگری است که دیوارهای آن به همراه برج های دیده بانی پا برجاست و متعلق به یکی از اربابان محلی دوره قاجاریه است.
قلعه شای (پوشتو)
این دژ که در اقصی نقاط آذربایجان غربی افسانه های حیرت آوری به آن نسبت می دهند، از موقعیت طبیعی ویژه ای برخوردار است و برای دیدن آن باید راه ناهمواری را که از جاده مهاباد به سردشت منشعب و از آن به روستای " داغه " ختم می شود، پیمود. این صخره هشتاد متر ارتفاع دارد و صعود به بالای آن تنها از یک راه که در جبهه غربی است، صورت می گیرد.
با توجه به فرو ریختگی قسمت اعظم ساختمان های این قلعه، می توان پی های سنگی دو رشته ساختمان را در این قلعه تشخیص داد:
الف) راهرویی به درازای 5/18 متر باده اتاق 5/5×3 متری.
ب) راهرویی به شکل T و به طول 5/17 متر، مشتمل بر نه اتاق.
ساختمان های مورد بحث با سنگ لاشه و در بعضی قسمت ها بدون ملاط ساخته شده است. سفال های به دست آمده از این قلعه بسیار خشن و ابتدایی و اکثراً دست ساز هستند. بررسی این گونه سفال ها و همچنین پی های ساختمانی موجود آشکار می سازد که نخستین سنگ بنای این دژ عظیم و شگفت آور در اوایل هزاره اول ق.م به وسیله اقوام محلی پایه گذاری شد و در دوره مادها ملحقاتی به آن اضافه شد.
قلعه دختر (قیزقلعه)
روستای " قیزقلعه" از توابع بخش مرکزی شهرستان خوی و در دهستان "دیزج" قرار دارد. این قلعه مربوط به هزاره های اول و دوم ق.م است. این قلعه بر فراز یک تپه بلند و منفرد قرار دارد. از فراز این قلعه می توان بخش وسیعی از دشت خوی را مشاهده کرد. در بالای این قلعه علاوه بر سفال های شکسته فراوان، تعداد زیادی سنگ در ابعاد مختلف به جای مانده است. همچنین قسمت های زیادی از دیوار این قلعه که سبک معماری آن ها از نظر نوع مصالح و نحوه ساخت اورارتوی است، به خوبی قابل مشاهده است.
کلیساها
کلیسای حضرت مریم (ماوانا)
این کلیسا در سی و دو کیلومتری غرب شهر ارومیه در بخش "ترگور" در روستای "ماوانا" قرار دارد. دیوارهای جانبی کلیسا با سنگ های لاشه تراش دار و منظم ساخته شده است. بدنه بنا و طاق پوششی آن با آجرهای چهارگوش به طرز زیبایی شکل گرفته است. دیوارهای محراب آن با دو پله از کف بنا جدا می شود و دارای نمایی رومی است. در ضلع شمالی، کتیبه ای به خط آرامی دیده می شود.
کلیسای مار دانیال
این کلیسا در بیست و پنج کیلومتری شمال ارومیه، در بالای یک تپه باستانی متعلق به هزاره اول ق. م بر ساحل رود نازلو چای بنا شد. این کلیسا متعلق به دوره ساسانی و از سنگ های رسوبی گندمی رنگ ساخته شده است. این بنا در جریان حوادث جنگ اول جهانی به صورت نیمه ویران در آمد و در سال های اخیر مرمت و بازسازی شد.
کلیسای مهلذان
کلیسای مهلذان در فاصله ده کیلومتری شمال شهرستان خوی و دویست متری قریه "مهلذان"، در کنار مزارع و باغات محصور قرار دارد. با توجه به شکل ساختمان و شیوه معماری آن به نظرمی رسد که قدمت این کلیسا به دوره مغول یا صفویه برسد.طرح کلیسا مشابه دیگر کلیساهای ارامنه است و مصالح به کار رفته در آن از پی تا شروع گنبد از سنگ و گنبد از آجر است. جبهه خارجی بنا ساده، ولی جبهه داخلی آن دارای اندود گچ است. بر روی گچکاری قسمت محراب کلیسا بقایای نقاشی های مذهبی به چشم می خورد. این کلیسا فاقد هر نوع تزیین و نماسازی ویژه است و فقط بر روی گچ کاری های محراب آن موضوعات و احادیث مذهبی به صورت ساده نقاشی شده است.
کلیسای فنایی
این کلیسا در حومه شهرستان خوی، در روستایی به همین نام و در میان خانه های روستایی قرار دارد. این بنا از قلوه سنگ و سنگ لاشه ساخته شده و قوس های جناغی آن از آجر و پوشش های گنبد آن سنگی است و محرابی به طرف شرق دارد.این کلیسا از نظر معماری و نقوش ترسیمی در محراب، با بنای کلیسای مهلذان هم خوانی دارد و تعلق آن را به دوره صفویه تأیید می کند. این نقوش که در اندود گچ به کار رفته است عمدتاً نقوش اسلیمی گل و بوته است. طرفین محراب نیز دارای مقرنس کاری زیبایی است.
کلیسای وانگ خسروآباد
روستای خسرو آباد در دو کیلومتری شهرستان سلماس قراردارد. این کلیسا یکی از بزرگ ترین و مهم ترین کلیسای آشوری در خسروآباد است. گویا این کلیسا به دستور خسرو پرویز- پادشاه ساسانی – ساخته شده و به همین دلیل نام این روستا را خسرو آباد نهاده اند.در دوره طلایی فعالیت این کلیسا، صلیب مقدس حضرت مسیح (ع) که توسط خسرو پرویز از اورشلیم آورده شده بود، برای مدتی در این کلیسا نگهداری می شد. این طیب در زمان "پوران دخت" در قبال برقراری صلح بین ایران و روم جزو هدایا به دربار قسطنطنیه اهدا شد. مصالح به کار رفته در بنا تماماً از سنگ های سیاه آذرین تراشدار و ملاط آن آهک و ماسه است.محراب این کلیسا در سمت شرق قرار دارد. یک در چوبی در دیوار جنوبی به چشم می خورد که به پشت محراب راه دارد. در پشت محراب این کلیسا فضای بازی به عنوان نمازگاه یا نمازخانه قرار دارد. یک کتیبه در بیرون در غربی و کتیبه دیگر در دیوار جنوبی به خط آرامی به چشم می خورد.
سایر کلیساهای تاریخی این استان عبارتند از: کلیسای مارقور یاقوس، کلیسای مادت خنه، کلیساس ماریو حنا، کلیساس مار صبریشوع، کلیسای مارگیور کیس ارومیه، کلیسای قریس در خوی، کلیسای مارسرگیس خسرو آباد، کلیسای ملحم سلماس.
موزه ها
موزه تاریخ طبیعی ارومیه
امروزه حفظ محیط زیست از محورهای مهم توسعه پایدار است و تنوع گیاهی و جانوری سرزمین ایران خصوصاً آذربایجان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. موزه تاریخ طبیعی ارومیه به همت اداره کل حفاظت محیط زیست استان در اول بلوار شهید باهنر احداث شده است. این موزه از دو طبقه تشکیل شده است: در طبقه اول آن نمونه هایی از پستانداران زیستگاه های مختلف استان و دیگر نقاط کشور به نمایش گذاشته شده است و در طبقه دوم پرندگان تاکسیدرمی شده قرار دارند. این موزه زیبا و دیدنی که به موجب تلاش کارمندان حفاظت محیط زیست به وجود آمده، همه ساله شاهد بازدید هزاران نفر از دانشجویان، دانش آموزان و پرنده شناسان و عاشقان طبیعت و محیط زیست است.
موزه خوی
موزه خوی در خیابان شریعتی، در کنار کتابخانه عمومی شهر قرار دارد. این موزه در سال 1348 تأسیس شد و شامل واحد اداری با دو تالار نمایش است. در این موزه اشیای تاریخی، هنری و مردم شناسی در معرض تماشای مردم گذاشته شده است. این موزه آثاری متعلق به ادوار پیش از تاریخ، دوره تاریخی و اشیایی مربوط به هنرهای ملی و تزیینی را به نمایش می گذارد. همچنین برخی از اشیای این موزه از موزه ایران باستان به این موزه آورده شده است. بخش دیگر این موزه تحت عنوان مکشوفه است و شامل اشیایی است که به هنگام عبور قاچاق از مرز بازرگان ضبط شده اند. تعداد اندکی از اشیا نیز از مخزن موزه ارومیه به این مکان منتقل شده اند و بخش مردم شناسی را تشکیل می دهند. دراین موزه اشیای منحصر به فردی وجود دارد. از جمله: کتیبه سنگی فرمان شاه تهماسب صفوی در سال 918 هU.ق مبنی بر بخشودگی و تخفیف مالیات که نام خوی در آن آمده است. این فرمان بر روی قطعه سنگ مرمری سفید رنگی حک شده و قسمتی از آن از بین رفته و فقط چهار سطراول آن باقی مانده است. از جمله دیگر آثار ارزشمند این موزه، کتب خطی اهدایی به موزه است.
موزه میاندوآب
این موزه در سال 1347ش تأسیس شد و دارای هشت بخش است: آثار برنزی و مفرغی مربوط به دوره پیش از تاریخ، آثار سفال و مفرغ مربوط به دوره اسلامی، انواع سکه ها، آثار مفرغ و برنز و سفال های مربوط به لرستان، آثار هنرهای تزیینی، آثار مربوط به هنرهای ملی، آثار مردم شناسی، آثار مرمر، سفال، شیشه، عقیق، سنگ لاجورد و مفرغ.
موزه نقده
تپه باستانی حسنلو یکی از مراکز تمدنی مهم ایران در هزاره های نخستین ق . م به شمار می رود. امروزه کمتر موزه ای در ایران است که اشیایی از این تپه را در خود به یادگار نداشته باشد. از این رو موزه نقده در سال 1378 ش در داخل شهر نقده افتتاح شد. این موزه آثار تاریخی و باستانی تپه حسنلو را در بر می گیرد. این موزه دارای یک سالن بزرگ و یک مرکز نگهداری اشیای باستانی است. از جمله آثار موجود دراین موزه، مولاژی از جام طلایی حسنلو در ابعاد واقعی آن است. از دیگر آثار موجود دراین موزه آثار سفالین و مفرغی بسیار زیبایی از تپه حسنلو است.
موزه ارومیه
موزه ارومیه در خیابان بهشتی این شهر قرار دارد. این موزه در سال 1346ش بنا شد و دارای یک تالار بزرگ مخصوص اشیای باستانی و تاریخی دوره های مختلف تاریخی و تالاری کوچک است که به موزه مردم شناسی اختصاص دارد. در این تالار در ایام برگزاری مراسم، فیلم و اسلاید به نمایش گذاشته می شود. در موزه ارومیه مجموعه ای از کتاب های نفیس خطی که اکثر آن ها قرآن مجید و کتب دینی و اسلامی است، نگهداری می شود. همچنین اشیایی از دوره های ما قبل تاریخ، تاریخی و اسلامی و نیز اشیایی مربوط به هنرهای ملی و تزیینی مردم شناسی، صنایع دستی و ... نیز در این موزه به چشم می خورد. موزه ارومیه یکی از موزه های غنی کشور محسوب می شود و قدیمی ترین آثار آن متعلق به هزاره هفتم ق.م است. در این موزه سه خط نوشته از هزاره اول ق.م به نام های "استل کله شین"، "استل موانا" و کتیبه محمودآباد نگهداری می شود که به خط میخی اورارتوبی است. جدیدترین آثار این موزه مربوط به دوره قاجار است.
بخش های مختلف این موزه عبارت اند از:
بخش ما قبل تاریخ
در این بخش اشیای مربوط به دوره ما قبل تاریخ که در حفاری های تپه های اسماعیل آباد، املش گیلان، حسنلوی نقده، سیلک کاشان، دینوخواه و عمارلو به دست آمده و شامل اشیای سفالی خام، پخته و مفرعی است، در معرض نمایش عموم قرار دارد.
بخش تاریخی لرستان
اشیای تاریخی این بخش که در منطقه لرستان کشف شده است، اکثراً مفرغ و برنز و بیشتر وسایل جنگی و آلات فلزی دیگر و اشیای سفالی مربوط به هزاره اول ق . م است.
بخش تاریخی
اشیای این بخش شامل اشیای مربوط به قبل از اسلام است. این اشیا بیشتر سفالین و فلزی است و مربوط به نواحی شوش، دیلمان، خوروین، نوروز محله، ری، رودبار، گری، رحمت آباد، سیاهکل، عمارلو و نهاوند است.
بخش سکه ها
این بخش شامل سکه هایی از دوره های قبل از اسلام و حکومت های قبل از اسلام در ایران و نیز سکه هایی از ادوار اسلامی امویان، عباسیان، آل بویه، سلاجقه، اتابکان، مغول، تیموریان، آل جلایر، آق قویونلو، صفویه و زندیه است.
بخش اسلامی
اکثر اشیای موزه ای ارومیه متعلق به دوره های اسلامی و نشان دهنده تمدن اسلام در این خطه و تأثیر آن در ساخت و پرداخت ظروف و آثار تاریخی است.
اشیای این بخش ظروف بی نهایت ظریقی با خطوط کوفی یا آیاتی از قرآن مجید و همچنین سر علم های ایام سوگواری، نوشته های کوفی و عربی و آیاتی از کتاب مقدس آسمانی اسلامی هستند و از مناطق مختلف کشور جمع آوری شده اند.
این اشیا از تاریخ رواج دین مبین اسلام تا قرن چهاردهم ه.ق را شامل می شوند. این اشیا شامل ظروف سفالین و اشیای فلزی است که از گرگان، ری، کرج، قوچان، سبزه وار، نیشابور، اراک، کاشان، ساوه، شوش، گنبد کاووس، بیرجند و اصفهان به دست آمده است.
بخش مردم شناسی
در بخش مردم شناسی موزه ارومیه لباس ها و وسایل مربوط به قرون گذشته، اشیای مسی، برنجی، شیشه ای، پارچه ای، سفالین و تخته ای و همچنین مجسمه هایی از اقوام و عشیره های مختلف کشور با لباس های محلی به نمایش گذاشته شده است.
بخش هنرهای تزیینی
در این بخش اشیای بسیار جالبی چون خط نوشته ها و آیاتی از قرآن مجید به خط نسخ و نستعلیق و تابلو و مینیاتور و مرقع و قلمدان هایی از قرون سیزدهم و چهاردهم ه. ق به نمایش گذاشته شده است.
حمام ها
حمام آخوند
حمام آخوند در خیابان امام واقع در بازار مرکزی شهر ارومیه قرار دارد و متعلق به دوره قاجاریه است. مصالح به کار رفته در این بنا شامل سنگ لاشه و آجر و ملاط بین آن ها ماسه و آهک است. نقشه این بنا منظم نیست و از دو گنبد مرکزی – گنبد گرم خانه و گنبد رختکن – شکل گرفته است. طاق های به کار رفته در حمام از نوع جناقی است.
حمام خان بیگ
حمام خان بیگ در حومه شهر قره ضیاالدین و در کنار جاده منتهی به روستای "چورس" در اطراف زمین های کشاورزی قرار دارد.این حمام در دوره قاجاریه ساخته شد و مخصوص خوانین بود و مردم عادی تنها در بعضی از روزهای سال حق استفاده از آن را داشتند.آب حمام از رودخانه ای در حوالی بنا تأمین می شد. حمام مستطیل شکل و دارای دو در ورودی در ضلع غربی است. یکی از درها به قسمت های خصوصی و در دیگر به دو تالار عمومی حمام راه داشت. تالارهای عمومی با دو طاق گنبدی و یک گنبد مرکزی پوشیده شده اند. معمار این حمام تمامی ذوق و هنر خود را در آجرچینی منظم و ایجاد طاق های زیبا و هندسی و گنبدهای هنرمندانه به کار گرفته است. در پی و زیر پاکارهای این بنا سنگ لاشه به کار رفته و پوشش طاق و گنبدهای آن از آجر چهار گوش است. ملاط سنگ چینی از ماسه و آهک و ملاط آجر کاری از گچ دست کوب است.
حمام ماکو
در حفاری های باستان شناسی در شهر ماکو در سال 1380ش، حمامی سر از خاک بیرون آورد که در نوع خود جالب و کم نظیر است. این حمام از رختکن، گرمخانه، سربنیه و دیگر قسمت ها تشکیل شده است. رختکن این حمام دارای سکوهای مرمری به همراه کفشکن های کوچک جناقی در زیر آنها است.ابعاد حمام چندان بزرگ نیست، اما به لحاظ هنری در خور توجه و تحسین است. در میان رختکن حوض تعبیه شده است. سقف رختکن از بین رفته است، اما در حین خاک برداری مقدار زیادی آجر به دست آمد که احتمالاً مربوط به سقف گنبدی حمام بودند. این سقف بر روی هشت ستون سنگی از نوع بازالت (مرمر سیاه) آتشفشانی، با ته ستون های تراش خورده زیبا قرار داشت.پس از رختکن، گرمخانه قرار دارد. فضای داخلی حمام کاملاً هندسی و قرینه است و حوضی در کف آن تعبیه شده است که آب سرد حمام را تأمین می کرد. آب گرم نیز از حوضچه مرمرینی که به صورت قرینه تعبیه شده است، تأمین می شد. کف حمام نیز آب رودهایی داشت که پس آب را به بیرون از حمام منتقل می کرد.در قسمت های دیگر حمام اتاق هایی برای استحمام خصوصی تعبیه شده بود.دیوارها و کف حمام از سنگ های مرمریت کرم و شیری رنگ شکل گرفته است. قسمت های بالاتر نیز از آجرهای چهارگوش ساخته شده است. این حمام زیبا احتمالاً در دوره قاجاریه ساخته شده است.
دیگر حمام های تاریخی استان عبارت اند از: حمام میرزا رسول در مهاباد، حمام شیخ در سلماس، حمام قدیمی سردشت، حمام ایل در خوی، حمام قپان در شاهین دژ، حمام پورناک در پلدشت، حمام تجلی در ارومیه، حمام محمد بیگ در خوی، حمام امامزاده در خوی، حمام قراچه در ارومیه، حمام فیرورق در خوی و حمام علی مصطفی در ارومیه.
خانه های تاریخی
خانه کبیری
این خانه در ضلع شمالی کوچه امیر، در وسط بافت قدیمی شهر خوی قرار دارد و از سه طرف مشرف به کوچه است و به نام مالک سابق آن مرحوم "حاج میراسماعیل کبیری" به خانه کبیری معروف است. در حال حاضر این بنا متعلق به میراث فرهنگی استان آذربایجان غربی است.
در شمال و جنوب حیاط خانه دو باب ساختمان دیده می شود که در دو طبقه با مصالح سنگ لاشه، آجر و خشت خام ساخته شده اند. این بناها از داخل با گچ کاری و نقاشی و از بیرون با کاهگل خودنمایی می کنند.قسمت داخلی طبقه اول ساختمان کلاً بدون تزیینات است و فقط در تالار آن گچ بری هایی دیده می شود. قسمت قابل توجه ساختمان تالار طبقه دوم است؛ سقف آن تماماً گچ بری و با نقاشی های گل و بوته تزیین شده است و ارسی زیبایی با شیشه های رنگارنگ دارد. این ساختمان دارای دو در ورودی است. در قسمت جنوبی محوطه، ساختمانی دو طبقه با مصالح سنگ و لاشه، آجر و خشت خام قرار دارد و دارای پنجره ارسی زیبایی با شیشه های رنگارنگ است. این بنا به دوره قاجار- دوره مظفرالدین شاه – تعلق دارد. در میان نقاشی دیواری تالار طبقه اول، تاریخ 1282 ش دیده می شود.
خانه یوسفی
این خانه در ضلع غربی کوچه شهربانی شهرستان خوی قرار دارد. ورودی آن از کوچه شهربانی به حیاط چهارگوشی که حوضچه نسبتاً بزرگ موزاییک کاری شده دارد، گشوده می شود. در ضلع شمالی و غربی حیاط دو واحد ساختمانی دیده می شود که از نظر شکل، تزیینات، مصالح و زمان ساخت با هم متفاوت هستند. ساختمان دو طبقه ضلع غربی هسته مرکزی خانه را تشکیل می دهد و نمای آجری، قرینه سازی و سقف شیروانی شکل دارد. طبقه همکف با یک تالار و راهرویی کم ارتفاع با آجر ساخته شده است. تزیینات بنا در نما دارای آجرهای رنگی و در حواشی روشنایی ها با اندود گچ بری هایی نقاشی شده است.پیشانی بنا همراه با تاج و به فرم شیروانی، آرایش دلپذیری پیدا کرده است. جبهه داخلی با ارسی ها و شیشه های رنگارنگ و تک منظره های طبیعی انسان و گچ بری های ساده حاشیه ای، شومینه های تزیینی با رنگ و روغن دارای ارزش هنری فراوانی است. با توجه به سبک معماری و مصالح به کار رفته در آن قدمت این مجموعه به اواخر دوره قاجار می رسد.
خانه صفرعلی خان
این خانه در بلندترین نقطه جبهه شمالی شهر ماکو و بر روی چند لایه تخته سنگ بزرگ قرار دارد. حیاط بیرونی آن به صورت بسیار جالبی از حیاط اندرونی جدا می شود. این بنا از خشت خام و تیرهای چوبی شکل گرفته است.تالار پذیرایی آن فضا سازی های زیبایی دارد. مقرنس های ظریف گچی، پنجره های ارسی زیبا با شیشه های رنگارنگ و نقاشی های جالب توجهی از دوره های گذشته، زیبایی و اهمیت این بنا را دو چندان کرده است. حیاط خانه سنگ فرش و دارای حوضی در وسط است. این خانه مالک خصوصی دارد و هم اکنونی مسکونی است.
خانه سنگی جمال خان تیموری
این خانه در زمینی به وسعت چهار هزار متر مربع در شهر ماکو قرار دارد. مصالح اصلی آن سنگ و جبهه شمالی آن به عنوان نمای اصلی ساختمان محسوب می شود.مالکیت این بنا به صورت شخصی و کاربری آن مسکونی است. این بنا در دو طبقه، با مساحتی حدود ششصد متر مربع ساخته شده است و به اواخر دوره قاجارتعلق دارد.
خانه علی خان بیات
این خانه با قدمت حدود یکصد و پنجاه سال، سالم ترین خانه قدیمی ماکو است و از کلیه فضاهای داخلی آن با کاربری مسکونی استفاده می شود."علی خان" یکی از خوانین ماکو بود و به دستور خود و با استفاده از استادکاران و وسایل روسی این خانه و خانه مجاور (خانه پست) را ساخت. این بنا در حیاطی به مساحت تقریبی پنج هزار و ششصد متر مربع قرار دارد.
مساجد
مسجد مناره
مسجد مناره با فاصله کمی از مسجد سردار در ضلع شمالی خیابان امام و در محله امیر نظامی شهر ارومیه قرار دارد. این مسجد بنایی است با مناره ای بلند و در دوره قاجار توسط دو تن به نام "حاج علی یارخان" و "حاج یدالله خان امیر نظمی افشار" ساخته شده است. مناره مسجد در گوشه جنوب شرقی آن قرار دارد و کاربرد آجر در آن از نظم و دقت بسیاری برخورداراست.پوشش سقف و ستون های تالار اصلی از چوب است. دیوارهای جانبی با آجر کاری منظم، به خوبی بند کشی شده اند. در حد فاصل بندهای مناره مسجد آجرهای لعابدار مربع شکل کوچک به صورت مارپیچ به کار رفته است و قسمت فوقانی مناره که با کاشی های هفت رنگ حاشیه سازی شده، حکایت از ذوق سازندگان بنا دارد. این ذوق در ساخت ستون های چوبی و تزیینات روی چوب و همچنین محراب این مسجد نیز دیده می شود.
مسجد جامع بوکان
این مسجد در بخش مرکزی و قدیمی شهرستان بوکان و در کنار تپه قدیمی مشهور به تپه قلعه سردار قرار دارد.این مسجد شانزده گنبدی با طول و عرض 30×25 متر بر روی نه ستون احداث شده است.شش ستون اولیه آن از سنگ های آهکی تراش دار است. معمار این مسجد مرحوم "علی اصفهانی" از معماران ماهر و چیره دست آن زمان است.
مسجد حمامیان
این مسجد در کنار قریه حمامیان در شهرستان بوکان قرار دارد. بقایای مدرسه قدیمی حمامیان و وضوخانه آن همچنان سالم به جای مانده است. مسجد با نقشه مربع شکل و به صورت تک گنبدی با مصالح سنگ لاشه ای و آجر چهارگوش در بدنه و گنبد پوششی به صورت دو لایه بنا شده است. بعد از احداث بنای مسجد، مدرسه ای در جوار آن ساخته شد و در فاصله سی متری آن نیز وضوخانه ای در ضلع شمال غربی مسجد احداث شد. مؤسس این مسجد مرحوم "محمود آقایی ایلخانی زاده" و معمار آن مرحوم "معمار باشی مراغه ای" است
مسجد چورس
این مسجد در شمال شرقی روستای "چورس" از توابع چایپاره شهرستان خوی قرار دارد. این روستا در هفت کیلومتری جنوب شرقی بخش قره ضیاالدین و شمال شرقی شهرستان خوی واقع شده است. نقشه مسجد به شکل مربع است. مسجد صحن ندارد و شبستان آن دارای چهار ستون سنگی تراشیده با سر ستون هایی با نقش ساده است. پوشش سقف مسجد به صورت طاق و گنبد است. محراب مسجد با اندود گچی به شکل ایوان که در دو طرف آن دو طاق کوچک وجود دارد، دیده می شود. مصالح عمده به کار رفته در این بنا سنگ و آجر است. نمای بیرونی مسجد در چهار ضلع آن دارای طاق نماست.
مسجد داش آغلیان
این مسجد در کوچه امیر دیوان شهرستان خوی قرار دارد و از مساجد آباد و دایر این شهر به شمار می رود. مساحت ساختمان مسجد در حدود چهار صد متر مربع است.سقف این مسجد بدون ستون چوب پوش است، همین امر یکی از ویژگی های معماری این مسجد محسوب می شود.بامی شیروانی سقف آن را می پوشاند.این مسجد دارای ایوانی با چهار ستون چوبی است. سر ستون ها کنده کاری شده اند. ستون های ایوان و رواق مسجد را به سه قسمت تقسیم کرده است. در وسط ستون ها این جمله دیده می شود:" از برکات حضرت مستطاب اجل مولانا الحاج شیخ عبدالوهاب النمازی دامه برکاته" که شاید تاریخ بنا یا تعمیر و یا بازسازی بعدی آن است.در بنای مسجد از چوب، سنگ و آجر استفاده شده و بعد از پی ها، آجرها با ملاط آهک و شن روی هم چیده شده اند.از جمله تزیینات این بنا گچ بری ساده ای است که در سراسر دیوارها با خطوط موازی به اندازه تقریبی پنجاه سانتی متر به چشم می خورد. همچنین در و پنجره بزرگ مسجد به سمت حیاط، دارای کاشی کاری زیبایی با آیات قرآن مجید است.معمار ساختمان بیشتر ذوق و هنر خود را در برپایی طاق نما و تزیینات آجری پایه ها و هلال در مسجد انجام داده است. بالای این در، لوحه ای به ابعاد تقریبی 90×60 سانتی متر دیده می شود که حاوی نوشته هایی در چهار ستون است و متاسفانه به خاطر فرسایش آن خوانده نمی شود. در این مسجد، سنگی به نام "داش آغلیان" وجود دارد. این سنگ در محفظه ای نگهداری می شود و مورد احترام و زیارت مردم است.
مسجد سیدالشهدا
این مسجد قاجاری در بخش مرکزی شهرستان خوی، در ضلع شمالی خیابان انقلاب قرار دارد. ساختمان مسجد شامل شبستانی یک طبقه با سه فرش انداز و یک راهروی ورودی است. ترکیب و تناسب تالار و دالان ورودی بسیار هماهنگ و تزیینات آجری در داخل گنبدهای سقف و گوشواره های مربوطه بسیار جالب توجه است. این مسجد هشت ستون تراشیده سنگی و پانزده طاق گنبدی شکل دارد. در ساختمان مسجد از دو نوع مصالح استفاده شده، تا ارتفاع شصت سانتی متری از سنگ و از این قسمت به بعد با آجر ساخته شده است.این مسجد دارای تزیینات آجری در گنبد، سقف و گوشواره هایی با طرح لوزی مدور، ستاره و رسم تزیین های هندسی است. در سنگ نوشته ای که در انتهای ورودی مسجد نصب شده، ترکیب "یا غفور یا وودود" دیده می شود که با احتساب حروف ابجد برابر 1323 ه. ق است و تاریخ خود سنگ نوشته اول رمضان1327 هU. ق را نشان می دهد.
مسجد مطلب خان
اين مسجد باستاني در مرکز شهر خوي، در خيابان طالقاني و به فاصله سي متري از بازار قديمي آن قرار دارد. با توجه به شواهد معماري، ساختمان اوليه مسجد منسوب به دوره ايلخاني است و بعدها به سبب سوانح طبيعي و يا دلايل ديگر تخريب و احتمالاً در دوره قاجاريه مجدداً بناي کنوني بر روي آن ساخته شده است. اين بناي عظيم از يک شبستان بزرگ و رو باز با نقشه مربع شکل که دور آن حجرات دو طبقه و شاه نشين هاي رفيع و ايواني عظيم که در حال حاضر سقف پوششي آن فرو ريخته، تشکيل شده است و صحن نسبتاً بزرگي نيز دارد.مصالح به کار رفته در بناي مسجد به جز پي آن، از آجر است. جبهه بيروني و دروني مسجد بدون هرگونه تزيينات است، فقط قسمت فوقاني شاه نشين بالاي محراب و ورودي شبستان با مقرنس هاي درشت گچي تزيين شده است. قسمت هاي داخلي ايوان و طرفين ورودي آن با پس و پيش آوردن آجرها، شکل خاصي گرفته است. اين بنا يکي از آثار و ابينه با ارزش استان آذربايجان غربي است و در نوع خود در سطح کشور بي نظير است.
مسجد ملاحسن
مسجد ملاحسن در ضلع جنوبي خيابان انقلاب خوي و تقريباً رو به روي مسجد قديمي سيدالشهدا قرار دارد. اين بنا قديمي تراز بناي مسجد سيدالشهدا است.مدارک موجود نشان مي دهد اين مسجد در سال 1216 ه.ق توسط "حاجي آقا حسني" فرزند "ملاحسن" امام جمعه خوي و در زمان قاجاريه ساخته شده است.ورودي اصلي مسجد بدون حياط است و يا يک هشتي به تالار شبستان که به شکل هشت ضلعي است و سه فرش انداز و دو رديف ستون سنگي تراش دار دارد، ختم مي شود. در ضلع شرقي ورودي مسجد مناره آجري نسبتاً عريضي قرار گرفته و بدنه آن داراي اتاق هاي پنجره دار است.ورودي ديگر مسجد در بازار قديمي شهر قرار دارد. تزيينات آجري گنبدهاي پوششي اين مسجد بسيار زيبا و متنوع است. در آجر چيني کاسه گنبد طرح هايي چون اشکال لوزي، دايره و گل هاي هجده پر به کار رفته است. هشتي ورودي نيز طاق نماهاي رسمي بند کشي شده و گنبد آجري دارد. مسجد تا ارتفاع حدود هشتاد سانتي متر با سنگ و بقيه با آجر ساخته شده است. ستون ها نيز سنگي است و چفت و بست آن ها به خوبي انجام گرفته است. محراب مسجد داخل طاق هاي آجري و گودي قرار دارد و داراي حاشيه کاشي کاري جديد است. از ديگر نکات جالب اين مسجد، وجود نور گيرهايي است که در اطراف دهانه گنبدهاي ضلع شمالي شبستان ديده مي شود. اطراف هر گنبد سه نور گير تعبيه شده است.
مسجد جامع مهاباد
مسجد جامع مهاباد در خيابان حافظ اين شهرستان قرار دارد. اين مسجد در گذشته در بافت قديمي شهر قرار داشت. در حال حاضر اين بافت تغييرات عمده اي يافته است.مسجد جامع که به مسجد سرخ نيز معروف است، به دستور "بداق السلطان" حاکم مهاباد ساخته شد و در زمان شاه سليمان صفوي تکيمل شد. همچنين مدرسه اي جهت تحصيل طلاب علوم ديني نيز در ضلع شرقي آن تأسيس شد. اين مسجد قديمي ترين مسجد مهاباد است و از نظر توازن در طرح با هجده گنبد خشتي و شبستاني با هجده ستون سنگي و حجره هاي پيرامون آن از زيباترين بناهاي تاريخي استان به شمار مي رود. مصالح به کار رفته در پي ديوارها، ستون ها و کف شبستان سنگ و بقيه قسمت هاي آن آجر است. جدا از تراش سنگ ستون ها و نوع آجر چيني بنا – به ويژه در بخش داخلي شبستان که از توازن مناسبي برخوردار است- کل فضاي مسجد و حجره هاي اطراف صحن بدون تزيينات معماري است.
مقبرها
مقبره سه گنبد اروميه
اين بناي تاريخي در جنوب شرقي اروميه قرار دارد. در مدخل بنا ، سه کتيبه به خط کوفي و بهتاريخ محرم سال 580 هجري قمري وجود دارد . احتمالاً برج آجري سه گنبد در قرن ششم هجري ساخته شده و مشتمل بر سکوي بلند و مدور دو طبقه است . درگاه ورودي اين بنا در ميان طاقهاي سطحي واقع شده و زينت خاصي به آن بخشيده است .
مقبره شيرين و فرهاد سيه چشمه
اين مقبره صخرهاي در دامنه کوهي کنده شده و اتاقهاي سنگي متعددي دارد . قدمت آن به هزاره اول پيش از ميلاد ميرسد و به دوره اورارتويي تعلق دارد .
بقعه ایوب انصاری
در 13 کیلومتری جنوب شهرستان تکاب قرار دارد . قبر ایوب انصاری متوفی سال 850 در وسط این مقبره قرار دارد . بنای اخیر مربوط به سده 6 ه. ق است .
بقعه ذهبیه
در شهرستان خوی واقع است . این بقعه مربوط به مقبره بعضی از عارفین و اولیا الله و روسای وقت سلسله جلیله ذهبیه آذربایجان است .
مقبره بداغ سلطان
مقبره بداغ سلطان در جنوب غربی شهرستان مهاباد در قبرستان عمومی شهر قرار دارد .
مقبره سردار
این بنای قاجاری در شهر بوکان در داخل پارک عمومی قرار دارد .
مقبره سید صدرالدین
سید صدرالدین وزیر شاه اسماعیل صفوی بوده است و مقبره وی در کوهپایه شمال شرقی سیه چشمه قرار دارد .
امامزاده ها
امامزاده برکشلو
این مقبره مدفن امامزادگان "محمد" و "ابراهیم" از نوادگان امام موسی الکاظم (ع) است و در روستای "برکشلو" در ده کیلومتری شرق شهرستان ارومیه قرار دارد. امامزاده برکشلو از بزرگ ترین و مهم ترین زیارتگاه های مردم استان محسوب می شود و بنای آن مربوط به دوره زندیه و اوایل قاجار است.این مقبره به شکل مستطیل با یک گنبد مرکزی – مانند چهار طاقی های دوره ساسانی – است و چهار جرز قوس دار دارد و به وسیله گوشواره هایی طاق آن به هشت ضلع تقسیم شده است. در هر ضلع از مقبره یک ورودی با قوس جناقی دیده می شود و در طرفین آن پنجره هایی با قوس هلالی وجود دارد. مصالح به کار رفته در بنای مقبره از سنگ – از اره تا یک متر – و آجر است. نمای خارجی آن طاق نما و آجرکاری زیبایی دارد. مقبره دارای ضریح زیبا و آب طلاکاری شده است. نمای داخلی مقبره نیز از نظر تقسیم بندی و ترکیبات معماری چشم گیر و خوش تناسب است.
امامزاده سید بهلول (ع)
مقبره سید بهلول در محله امامزاده در فاصله سه کیلومتری مرکزی شهر خوی قرار دارد و مدفن یکی از نوادگان امام علی النقی (ع) است. در سنگ قبر مزار آن آمده است: "یا مونس الوحید هذا المرقد المرحوم السعید بهلول طیب الله مثواه فی...". متأسفانه بقیه مطالب و تاریخ روی سنگ از بین رفته و خوانده نمی شود.در فروردین ماه سال 1376 ش در حیاط مجاور این امامزاده، سنگ مزاری از جنس مرمر کرم رنگ از زیر خاک به دست آمد و این عبارت روی آن نوشته شده بود: "المرحوم المغفور سلاله السادات العظام آقا سید میر جلال ابن آقا علی النقی ابن سید محمد ابن سید علی سنه 327" ساختمان این امامزاده شامل صحن، شبستان و حسینه است. امامزاده دارای تزیینات داخلی زیبا، گچ بری، کاشی کاری، آیینه کاری های متعدد و گلدسته زیبایی است. اخیراً نیز به همت یکی از خیرین، درهای زیبای آن با آیات قرآن کریم، طلاکاری و منبت کاری مزین شده است.
امامزاده آقا میرهادی(ع)
در شمال شرق امامزاده سید بهلول خوی، آرامگاهی کوچک ولی مجلل با دو مناره و گنبدی کوچک و آجرهای زیبا و آیینه کاری قرار دارد. این امامزاده مربوط به سید جلیل القدر "آقا میرهادی" و زیارتگاه عامه مردم است.این بنا باز سازی شده و ساختمان جدیدی بر روی مقبره قدیمی ساخته شده است. همچنین دری مطلا (زراندود) و کنده کاری شده و مزین به آیات قرآن مجید در ورودی این آرامگاه نصب شده است.
امامزاده سید یعقوب(ع)
مقبره امامزاده آقا سید یعقوب در خیابان طالقانی شهرستان خوی قرار دارد. وی در سال 1354 هU . ق وفات می نماید و دوستاندارنش جنازه وی را در منزل مسکونیش در کوچه بیک دفن می کنند و گنبد و بارگاهی بر روی آن می سازند. به تدریج صحن، حجرات رواق و ضریحی نیز به این بنا افزوده شد. بنای مقبره بعد از راهرو به چهار قسمت تقسیم می شود و یک قسمت محل اسکان زائرین است. در سمت شمال مقبره، مسجد شیخ واقع است و با یک پنجره زیبای ارسی از مقبره جدا می شود. در سال های اخیر چند تن دیگر از این خاندان از جمله " میر یعقوب دوم" و مرحوم "آیت الله علوی" در جوار این مزار به خاک سپرده شدند از تزیینات مقبره می توان به آیینه کاری دو گنبد و بالای ضریح اشاره کرد. بنای مقبره احتمالاً به دوره صفویه تعلق دارد.
امامزاده تازه شهر
این امامزاده در پنج کیلومتری شهر سلماس قرار دارد و مدفن چهار تن از فرزندان حضرت علی النقی(ع) به اسامی "اسحق بن محمود"، "ابراهیم بن محمد"، "محمود بن عمر" و "جعفربن محمد" و زیارتگاه عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت است. این امامزاده از سده های گذشته زیارتگاه مردم تازه شهر و سلماس بود و پس از زلزله سال 1309 ش دوباره باز سازی شد. مصالح به کار رفته در بنا آجر، سنگ و ملاط آهک و گچ است و در داخل با طاق های جناقی و آجرکاری زیبا تزیین شده است.
پل ها
پل میرزا رسول
پل میرزا رسول در غرب شهرستان میاندوآب و در سه کیلومتری جاده میاندوآب به مهاباد، بر روی رودخانه سیمینه رود ساخته شده است. این پل ظاهراً توسط "میرزا رسول" در اوایل دوره قاجار ساخته شد. جهت پل شرقی- غربی، طول آن هشتاد متر و عرض آن 60/4 متر و ارتفاع آن از بستر پل در چشمه وسطی 70/7 متر است.این پل دارای پنج دهانه با قوس های جناغی است. این قوس ها با آجر و ملاط ساروج ساخته شده است. پایه آن از قلوه سنگ و سنگ های تراشیده سفید آهکی شکل گرفته است.
پل پنج چشمه
این پل در سه کیلومتری شرق ماکو، بر روی رودخانه "زنگمار" ساخته شده است. پل پنج چشمه از سنگ های تراشیده شده به رنگ های سیاه و سفید که زیبایی خاصی به معماری پل داده، ساخته شده است. این پل شمالی- جنوبی به منظور کوتاه کردن راه زوار کلیسای طاطائوس یا قره کلیسا احداث شد.طول پل چهل و سه متر، عرض آن 20/3 متر و ارتفاع آن 50/5 متر است. این پل دارای چهار چشمه است. احتمالاً در زمان احداث دارای پنج چشمه بود. دکتر "ولفرام کلایس" در سال 1986 م ضمن اشاره مختصر به این پل، آن را مربوط به قرن هجدهم م می داند که توسط ارامنه ساخته شده است. این پل دارای سه پایه است: قسمت هایی از این پایه ها را صخره طبیعی تشکیل می دهد و بقیه قسمت های آن از سنگ های تراشیده سفید رنگ با ملاط آهک تشکیل شده است. این پل در جهت مخالف آب رودخانه، دارای آب شکن های مثلثی شکل است. سطح گذرگاه پل از دهانه بزرگ – به دلیل آن که در انتهای پل واقع شده است – دارای شیب تند به طرف شمال و شیبی ملایم به طرف جنوب است.
پل قلعه جوق
این پل در جنوب شهرستان ماکو، مجاور قریه "قلعه جوق" و بر روی رودخانه زنگمار ساخته شده و از آثار دوره صفوی است. پل قلعه جوق ده متر طول، چهار و نیم متر عرض و نه متر ارتفاع دارد. پل دارای یک دهانه بزرگ، یک دهانه کوچک و موقعیت شرقی – غربی است. مصالح به کار رفته در آن از سنگ های سفید و سیاه تراشیده و نتراشیده، قلوه سنگ با ملاط گچ و آهک است. پل قلعه جوق یک پایه به اندازه 2×50/4 متر دارد. مصالح این پایه با سنگ های سیاه تراشیده و قلوه سنگ با ملاط است. این پایه در قسمت بالای پل یعنی در جهت مخالف آب رودخانه، دارای آب شکن نیم دایره ای شکلی به قطر 10/2 متر و ارتفاع سه متر است که به شکل مخروط با سنگ های لاشه و سنگ های تراشیده شده ساخته شده است.
ابنیه و تاسیسات حکومتی
ساختمان شهرداری ارومیه
این ساختمان در میدان انقلاب اسلامی قرار دارد. این بنا با طراحی معماران آلمانی در حدود سال 1310 ش توسط "ملااوستا" چیره دست ترین معمار زمان خود ساخته شد. از مهم ترین رویدادهای تاریخی که در اطراف این بنا روی داده است، می توان به واقعه بمباران پادگان توسط ارتش روسیه در حمله متفقین به ایران (30 شهریور1320ش) اشاره کرد. در اثر این واقعه قسمتی از نمای جنوبی بنا تخریب شد. بازسازی و مرمت این بنا توسط استاد مهبور و یک استادکار ارمنی انجام گرفت. نمای خارجی ساختمان دارای دو نیم برج است. پنجره های این ساختمان دارای قاب بندی و سقف آن نیز شیروانی است.
ساختمان شهربانی ارومیه
این بنا در کنار ساختمان شهرداری و ستاد ارتش در میدان انقلاب شهر ارومیه قرار دارد و از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. این بنا به خاطر داشتن دو اتاق در طرفین و معماری ساده به عمارت "کلاه فرنگی" معروف است و مانند سایر بناهای تاریخی دارای پله های پیچ در پیچ و مدور است.بانی این ساختمان "معمار آجری" بود که حدود نیم قرن پیش وفات یافت.در سال 1279هU .ق "ملک منصورمیزرا" فرزند فتحعلی شاه به حکومت ارومیه منصوب شد و در این عمارت واقع در باغ معروف سرداری منزل کرد.
ساختمان جهاد دانشگاهی
این بنای یک صد و بیست ساله با هزار و پانصد متر مربع مساحت، در خیابان شهید بهشتی شهرستان ارومیه قرار دارد. بعد از دارالفنون، این اولین ساختمان آموزش طب و نیز بیمارستان در ایران بود. ساختمان جهاد دانشگاهی ارومیه به اندازه ده پله از کف حیاط بالاتر است و زیرزمین نیز دارد.ورودی ساختمان به فضای کوچکی منتهی می شود که به شش اتاق بزرگ و یک اتاق کوچک راه دارد. طبقه اول دارای سه اتاق است و بالکن نیز در سمت شمال آن قرار دارد.
عمارت کلاه فرنگی
این بنا در خیابان طالقانی شهر ماکو قرار دارد. عمارت کلاه فرنگی قسمتی از یک مجموعه بزرگ متعلق به "علی قلی خان بیات ماکو" است و قدمت آن به اواخر دوره قاجاریه می رسد. این بنا در دو طبقه احداث شده است. نمای بیرونی بنا به شکل هشت ضلعی است. دور تا دور بنا دارای بالکن است. این بالکن دارای بیست ستون چوبی، تزیینات گچ بری ماهرانه، نقش های گل و بوته، آیینه کاری، نقاشی های رنگ و روغن و پنجره های ارسی با نقوش مختلف هندسی است. نرده های چوبی خراطی شده بالکن، زیبایی خاصی به این عمارت بخشیده است.
ساختمان بانک ملی ماکو
این بنا در خیابان سعدی شهر ماکو قرار دارد و متعلق به "احمد خان بیات ماکو" معروف به " افخم السطنه " بود و قدمت آن به سال 1276 ش می رسد. این بنا زمانی بیمارستان ارتش بود و بعد از اشغال ماکو توسط روس ها به عنوان ساختمان کنسولگری مورد استفاده قرار گرفت. در زمان نخست وزیری قوام السلطنه تا سال 1352 نیز به عنوان بانک ملی مورد استفاده بود. این بنا شامل دو طبقه، همکف و زیرزمین است. تزیینات بنا شامل گچ بری، آیینه کاری، نقاشی های دیواری، پنجره های ارسی، درهای چوبی، گچ بری ها و ... است.
ساختمان شهربانی ماکو
این بنا در خیابان امام خمینی (ره) شهر ماکو قرار دارد و در اصل منزل مسکونی " کاظم خان" یکی از ملاکین ماکو بود و بعدها توسط شهربانی سابق خریداری شد. تاریخ احداث این بنا نا مشخص است. اما با توجه به کتیبه موجود در تالارآیینه، تاریخ ساخت آن ساخت 1320 هU.ق است. این بنا دردو طبقه احداث شده است. طبقه اول فاقد تزیینات خاص و دارای قسمت های وسیع است. مهم ترین و با ارزش ترین فضای بنا تالار بزرگ آیینه کاری آن واقع در طبقه دوم است. تزیینات بنا شامل آیینه کاری های تالار، ارسی ها، مجسمه های گچی و سرستون های نیم برجسته نمای خارجی است. مصالح به کار رفته دراین بنا از دو نوع متفاوت است. در جبهه خارجی از سنگ های مالونی و در جبهه داخلی از خشت خام استفاده شده و بام خانه نیز به صورت شیروانی است.
شهر باستانی اندرکش ( اندرقاش ) :
این شهر تاریخی حوالی دهکده ای به همین نام در 10 کیلومتری بخش حومه شهرستان مهاباد و یک کیلومتری راه آسفالته مهاباد ارومیه واقع شده است .بطلمیوس از این شهر تاریخی که متعلق به دوره مادها است ذکری به میان آورده و آن را « داروشاه » نامیده است . « راولینسون » نویسنده انگلیسی ان را « داریاسی » می نامد و در حال حاضر « دریاس » نام دهکده کوچکی است که در 11 کیلومتری شمال مهاباد قرار دارد . در نزدیکی ویرانه های اندرکش دخمه ای به نام « راکا » است که از لحاظ سبک و شیوه حجاری شبیه دخمه های هخامنشی در تخت جمشید و نقش رستم فارس است .
در این شهرستان علاوه بر موارد فوق تپههای تاریخی ذیل نیز قابل اشاره میباشد.
تپه کلکا تپه، تپه سه گردان، تپه گرد قیچیآباد، تپه محمودیان، تپه کانی سیب، طاووس تپه، تپه گردلاس، تپه کیک آباد، تپه دارتوان تکانوجه، تپه دریاس، تپه پشت تبباغ شایکان، شهرویران خرابههای قدیمی، تپه کهنه شیرویران، تپه گردشوان، تپه ایل تیمور، تپه قلعه جوقه، تپه قلاتگاه قمطره، تپه قوپ باباعلی، قبرستان قاضیآباد، تپه قلیآباد، کهریزه شیخان، تپه میرده، تپه اتمیش، تپه کوچک اتمیش، تپه بازار، تپه کهنه ختایی، تپه حاجی خوش، قز قلعه، تپه قره داغ، قلای لاچین، تپه باکردی، تپه گردگرده، تپه سلم، تپه باگردان، تپه سیاقول، تپه غوثآباد، تپه آزاد، تپه برایمه، تپه برده سپیان اوزون دره، تپه قزلجه، تپه چوملان، تپه سلامت، تپه آغاسور، تپه قویطل، تپه میرگرد، تپه ماسوه، تپه گابارله، تپه زنگیآباد، تپه قرهبلاغ، تپه جزیره، تپه آشکهن، تپه گؤیجه دره، تپه حاجی مامیان، تپه قلات ماران، تپههای سلطان سعد و قاص، تپه کپه کند، تپه آمد، تپه نیکآوا، تپه آفاق، تپه میرمه، تپه جانداران، تپه گاگش علیا، تپه شکربیک، تپه گاگش سفلی، تپه گلیجه، تپه گرده خولینه، تپه قزل قوپی، تپه گردگولان، تپه کوسه کهریز، تپه سبک، تپه باب حیدر، تپه بیرتندور، تپه برده روخاو، تپه دریژه گروله، تپه دهلیز، تپه قبران، تپه وهش، تپه گرده بیان، تپه قواقلعه، تپه تنگ باکه، تپه گرده رش، تپه همه بازارا، تپه لق لقایسی، تپه عبدالله آباد، تپههای خاتون باغ، تپه گرگ آوا، تپه گردعلی، تپه ترشکان، تپه سنجاق، تپه قولقلاق، تپه شیلانآباد، تپه گل تپه، زمینهای قوزولی سفلی، تپه و قبرستان چهاردیوار
براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن آبان ماه سال 1375 ش ، جمعیت استان آذربایجان غربی تعداد 2496320 نفر است . از این تعداد 68/52 در صد در نقاط شهری و 31/47 درصد در نقاط روستایی سکونت دارند و بقیه غیر ساکن هستند . طبق این سرشماری از کل جمعیت استان 1.269.220 نفر مرد و 1.227.100 نفر زن هستند . از جمعیت استان آذربایجان غربی 30/40 در صد در گروه سنی کمتر از 15 سال ، 62/55 درصد در گروه سنی 15 تا 64 سال و 08/4 در صد در گروه سنی 65 سال و بیشتر از آن قرار دارند . 56/99 درصد از جمعیت این استان را مسلمانان تشکیل می دهند . این نسبت در نقاط شهری 35/99 در صد و در نقاط روستایی 81/99 درصد است . طبق سرشماری یاد شده ، از 2140217 نفر جمعیت شش ساله و بالاتر استان 02/69 درصد باسواد هستند . در این استان نسبت با سوادی در بین مردان 09/79 درصد و در بین زنان 65/58 درصد است .
انواع قالی و گليم, نساجی سنتی, رنگرزی و چاپهای سنتی, رودوزی و بافتنی, سفالگری و سراميک سازی, فرآورده های پوست و چرم, هنرهای مرتبط با فلز, چوب, حصيربافی, طراحی سنتی و نگارگری, صحافی و جلدسازی سنتی, گيوه دوزی و نمدمالی.
قالی بافی
در مورد قالی های استان آذربايجان غربی تاريخ دقيقی در دسترس نيست و نقشه خاصی که مربوط به استان باشد نيز وجود ندارد. ولی هم اکنون تقريباً نقشه ساير مناطق را می بافند. در آذربايجان غربی, به دليل نزديکی و همجواريش با استان آذربايجان شرقی -که يکی از مراکز عمده قاليبافی در دنيا است - قاليبافی متداول می باشد.مهمترين مراکز قاليبافی استان شهرهای تکاب و مياندوآب و مناطق روستايی و عشايری آن است.
گليم بافی
در بخشهايی از استان, گليم سوماک نيز بافته می شود.
رنگرزی و چاپ های سنتی
کليه فرآورده هايی که بوسيله قلم مو, قالب و شابلون, رنگ آميزی می شود و پذيرای نقش می شود جزو چاپ های سنتی به حساب می آيند. البته در آذربايجان غربی عمدتاً در زمينه رنگرزی فعاليت می شود.
رودوزی
رودوزی های استان عمدتاً در زمينه «ممقان دوزی» انجام می شود. اين هنر- صنعت که توليدش در انحصار زنان و دختران خانه دار است. مواد اوليه مورد نيار نخ ابريشم رنگين پارچه است. بيشتر محصولات اين رشته در تهيه کلاه است. البته در حال حاضر زيرليوانی, کمربند, کفش, جليقه, روميزی نيز تهيه می شود. اين رشته از سوزندوزی از بخش هايی است که طی آن زمينه اساسی پارچه را از بخيه می پوشانند و زمينه تازه ای از نقش و نگار ايجاد می شود. طرحهای سوزندوزی عمدتاً ذهنی و ملهم از برداشت های شخصی هنرمند است.
سوغات
سوغات اين استان عبارتند از: صنايع چوبي، انواع قالي و بافتههاي دستي شامل گليم، دستکش، شال گردن، کلاه و ...، عرقيات از جمله عرق بيدمشک، بادرنجبو، عرق نعناع، گلاب، انواع نقل، گردو و بيدمشک، حلواي گردو و حلواي هويج، انواع محصولات باغي و کشاورزي شامل انگور، سيب درختي، عسل، لبنيات، کشمش و ... .
آذربایجان غربی به دلیل در برگرفتن دو قوم بزرگ آذری و کرد و هم چنین ایل ها و عشایر متعدد دارای انواع مختلف لباس های محلی است . هر یک از ایل های این استان در محاوره های خود اسامی مختلفی به لباس های خود می دهند ولی کلیات پوشش آن ها شبیه به هم است .
لباس بانوان عشایری از پارچه های زیبا و رنگارنگ تهیه می شود که پیراهن گل دار و بلندی که آن ها می پوشند به نام کراس شهرت دارد . این پیراهن ها بلند ، پرچین و گشاد است و معمولاً از جنس پارچه های مرغوب تهیه می شود . زنان عشایری از جلیقه ای روی پیراهن گل دار خود استفاده می کنند که به الک مشهور است و دارای رنگ های زنده و شادی است و زیورآلاتی به آن دوخته شده است. بانوان عشایری از نوعی شال کمر روی پیراهن های خود استفاده می کنند که به پشت بند مشهور است . آن ها شلوار های رنگارنگی را که بلند تا مچ پا است می پوشند که به درپا شهرت دارد و نوعی دستمال سر دارند که شلمه نام دارد . در برخی ایل های این استان زنان کلاهی بر سر می گذارند که به تاس کلا مشهور است و دور تا دور آن ریشه های رنگی دارند .
لباس بانوان کرد از زيباترين لباس های محلی به شمار می رود . بيشتر لباس های بانوان کردی از رنگ های شاد قرمز، آبی، سبز و... تشکیل شده و از رنگ های شادی برخوردار است . زنان کردی نیم تنه ای روی پیراهن خود استفاده می کنند که به کلنجه مشهور است . زنان کرد از نوعی کلاه نیز استفاده می کنند که به شکل استوانه ای کوتاه است و روی آن با پولک های رنگین تزیین می شود.
مردان ایلاتی نیز از نوعی زیرشلواری استفاده می کنند که درپا نام دارد و از پارچه سفید تهیه می شود. آن ها نوعی شلوار از روی درپا می پوشند که به شاله کیل معروف است و از زانو تا مچ پا تنگ است و چاکی دارد که دکمه می خورد. پیراهن مردانه آن ها به کراس شهرت دارد و ستر نیز یک نوع کت پشمی مردانه است که در زمستان ها استفاده می شود. آن ها دستمال سیاه ریشه داری به دور کمر خود می بندند که به نام پوشی معروف است . قوم کرد نیز در این استان معمولاً از لباس های محلی خود استفاده می کنند . پوشاک مردان و زنان کرد شامل تنپوش ، سرپوش و پاپوش می شود که در مراسم های گوناگون کار ، جشن ، سوگواری و ... با هم متفاوت است . لباس مردان کرد شامل فقيان (مچ پيچ) می شود که پارچه ای کتانی يا ابريشمی به رنگ سفيد است که به شکل يک قيف دوخته می شود و به دور مچ بسته می شود . کردها شلوار های گشادی می پوشند که دارای دم پای تنگ است و پانتول نام دارد. آن ها پیراهنی با آستین های بلند می پوشند که زبانه های آستین آن را دور مچ یا بازو می پیچند و شالی نیز از روی لباس های خود در ناحیه کمر می بندند . لباس های مردان کرد؛ به طور معمول دارای رنگ های سفید، طوسی، قهوه ای و مشگی هستند.
از نظر تاریخی، تاریخ باستانی آذربایجان با تاریخ قوم ماد در آمیخته است. قوم ماد پس از مهاجرت به ایران آرام آرام قسمتهای غربی ایران از جمله آذربایجان را تصرف کردند. مقارن این ایام دولتهایی در اطراف آذربایجان وجود داشت که از آن جمله میتوان به دولت آشور در شمال بین النهرین، دولت هیق در آسیای صغیر، دولت اورارتو در نواحی شمال و شمال غرب، اقوام کادوسی در شرق و کاسیها در حوالی کوههای زاگرس اشاره کرد. بعد از تأسیس دولت ماد، آذربایجان به ماد کوچک معروف شد و مشتمل بر شهرهای قدیمی همدان، ری، اصفهان و کرمانشاه بود.
گروهی معتقدند که نام آذربایجان گرفته شده از آذرآبادگان گرفته شده و به معنی سرزمین آتش است. بزرگترین آتشکدههای زرتشتی در این منطقه بوده است و نمونه آن هنوز در باکو پایتخت جمهوری آذربایجان بجا مانده است. گروهی دیگر وجه تسمیه آذربایجان را مربوط به وجود سرداری به نام اتروپاد میدانند. اینان معتقدند که که بعد از غلبه اسکندر مقدونی به ایران، سرداری به نام آتورپات در آذربایجان ظهور کرد و از اشغال آن توسط یونانیان ممانعت به عمل آورد. از آن به بعد این سرزمین به نام آتورپاتگان معروف شد. حکومت جانشینان آتورپات در آذربایجان در زمان اشکانیان نیز ادامه یافت و این منطقه توانست کماکان استقلال داخلی خود را در چهارچوب دولت اشکانی حفظ کند. سرانجام اردشیر بابکان بنیانگذار سلسله ساسانی بر حکمرانان محلی آذربایجان استیلا یافت و آنرا بصورت یک ایالت غیر موروثی اداره نمود .
زبان آذری یا ترکی آذری به زبانی اطلاق می شود که امروزه بیشتر سکنه منطقه آذربایجان به آن تکلم می کنند . آذری زبان متداول مردم آذربایجان بوده و زبان ترکی با نفوذ تدریجی ترکان سلجوقی در سال 431 ه . ق در این منطقه رایج شده است.
وجه تمایز موسیقی این استان از استان های دیگر بدیهه خوانی است . استان آذربايجان غربی به تبع تنوع و ترکيب قومی خود ، دارای انواع مختلف موسيقی بومی نيز هست .
موسیقی آذربایجان را می توان به پنج دسته تقسیم کرد : عاشیق ها ، ترانه ملی و مقامی ، موسیقی عزا و مذهبی ، موسیقی کار و تلاش و موسیقی عروسی.
اقليتهای مذهبی، کردها، آذری ها و دیگر اقوام هر یک با توجه به خصوصيات قومی و رفتارهای فرهنگی خود، نوعی از موسيقی خاص خود را به نمايش می گذارند . موسيقی بومی آذری ها در وجود "عاشيقها" خلاصه می شود .
موسيقی سنتی آذربايجان ؛ بازتاب مهم ترين وجوه و جوانب زندگی مردم است . درفولکلورموزيکال آذربايجان احوال و روحيات مردم گذشته اين ديار با طرز بسيار لطيفی ترنم می شود . غم، شادی ، هجران ، وصال موفقيتها ، شکستها و قهرمانی ها همه و همه دراين گنجينه موزيکال متجلی است . شيوه بديهه خوانی ، روش نواختن ، اجرا ، آراستگی های ملوديک و داشتن حالات ويژه مخصوص به خود هماهنگی و اسلوب خاص و پختگی و مطلوب بودن صداها از خواص جدايی ناپذير موسيقی اين مرز و بوم است . دستگاه ها و مقام های آذربايجان با داشتن زير و بمهای به خصوص و حالات لطيف هر کدام گويای دريايی از تحولات درونی مردم هستند. آن ها مانند هزاران مرواريد و جواهرات رنگارنگی هستند که به طرز ماهرانه و به صورت مرتب به رشته کشيده شده باشند و خوانندگان بزرگی مانند مصطفی پايان، پروفسور بلبل، حاجی بابا حسين اف ، عاليم قاسم اف و جبارقارياغدی اوغلی توانستهاند تاکنون مقام های موسيقی آذربايجان را به طوراستادانهای اجرا نمايند . ويژگی و مشخصات موسيقی ملی و سنتی و آذربايجانی در جهات و وجوه مختلفی متجلی می شود .
قديمی ترين آلت موسيقی آذربايجان "ساز" است که يکی ازآلات موسيقی کهن است که قديمی ها به آن "قوپوز" ميگفتند و امروز به "ساز" معروف شده است . عاشقهای آذربايجان از ديرباز"ساز" مینوازند و بعدها کمانچه "دايره" (قاوال) ، "قارانی" ، (کلارينت) "طبل" ، "سرنا" و حتی بعضی سازهای ملل ديگر مانند : ويلن ، قانون و پيانو نيز وارد موسيقی آذربايجان شد که مورد استفاده عاشق ها قرار می گيرد . ترانههای عاميانه ، آوازها و افسانههای حماسي- عشقی و اخلاقی نماينده روح هنری ملت ها و بيان گر تمام احوال و روحيات و در حقيقت صدای درونی هر قومی است .
درباره نوازندگان و خوانندگان سازهای موسيقی منطقه آذربایجان که عاشيق ناميده می شوند، بايستی گفت: عاشق يا عاشيق فردی خوش قريحه ، شيرين بيان ، هنرمند ، خوش صدا و دارای ذوق شاعری است به عبارت ديگرعاشيق هم شعر می سرايد ، هم ساز می نوازد هم داستان نقل می کند و هم آواز می خواند .
آهنگهای عاشقی به گفته عاشيقها 72 آهنگ است ولی بعضی ها تا 144 آهنگ نيز گفتهاند که به دستههای حماسی ، عشقی ، اخلاقی اجتماعی، وصف حال و روايت تقسيم می شوند . در بخش حماسی، عاشقها با نواختن آهنگهای تند و مهيج مانند جنگ کوراوغلو ، دبل جنگی ، شاه سئونی و دويمه کرم اشعاری را از زبان قهرمانان آذربايجان ميخوانند و شنوندگان را به دفاع از آرمان های دينی - انسانی و وطن دوستی تشويق می نمايند . يکی از خصيصههای بارز موسيقی آذربايجانی بديهه گويی و بديهه نوازی است. اين خصيصه به مجری آهنگ اجازه می دهد که نيروی فانتزی و قوه خيال خويش را درمقياس وسيعی به کاراندازد و درعرصه پهناوری ؛ توسن خيال و تصور را به تاخت و تاز وادارد و با مهارتی خارقالعاده ضمن رعايت کامل اصول فنی موسيقی بی درنگ و فی البداهه به مايه موسيقی در حد امکانات تغيير شکل بدهد . بديهه سرايی نه فقط در متن موسيقی آذری بلکه در نحوه ی اجرای آن نيز به طور گستردهای به کار می رود که حد و ميزان بديهه سرايی و تعداد لحظات و دفعات پرداختن به بديهه با قدرت و تصميمات هنرمندان مجری است. يکی از خصوصيات بديهه سرايی آن است که چون هر بديهه در نوع خود تک و تکرار ناشدنی است در نتيجه موجب پيدايش تازگی و حالات نوين درتغييرات ملوديک موسيقی می شود. مايه غم در همه قسمتهای موسيقی آذربايجان حتی رينگهای ريتميک و شاد نفوذ کرده است و علت آن نيز به گفته «هابيل عليف» (استاد کمانچه و از هنرمندان برجسته آذربايجان) همان مظلوميتهای تاريخی اين ديار است.
موسيقی عزا و مذهبی (اوخشاماها) نيز اغلب در قالب«باياتی» سروده شدهاند که به آن ها"باياتی ها" می گويند که زنان صاحب عزا آن ها را در مجالس سوگواری با آهنگ مخصوص می خوانند و حاضرين با شنيدن آن ها و گريه زاری تسکين مييابند .
موسيقی کار و تلاش روزانه (امک ماهينلاری) نيز غالباً بدون نواختن موزيک و گاهی اوقات در صورت ريتميک بودن آن با دست زدن اطرافيان اجرا می شود. اين نوع موسيقی اغلب در مراسم سمنوپزی اوايل بهار، قيمه درست کردن، خوابانيدن کودک در گهواره، مهمانی های عصرانه و شبانه، شخم زدن زمين و کوبيدن خرمن، هنگام بافتن فرش، گليم و غيره اجرا می شود. مادران هنگام خوابانيدن نوزادانشان با نوای شيرين و لطيف مادرانه روی دستگاه های شور- دشتی و گاهی سه گاه، باياتيی های مخصوص لالايی (لايلالار) را ترنم می کنند.
آهنگهای عروسی و رقصهای مربوطه (توی و دويون موسيقی سی) از شور و حال زيادی برخوردارهستند و تک آياق، ايکی آياق، سوبولاغی و دورد آياق آهنگهای نسبتاً آرام اين رشته رقصها هستند که فاميل نيز می توانند در صورت نبودن افراد بيگانه در محفل خصوصی اين رقصها را انجام دهند. پس از آن نوبت رقصهای تند مردانه مثل نرمه، بندي، شيخانی، يارگوزهل، و آهنگهای ديگر می رسد. درسراسر مناطق آذری نشین کم تر منطقه ای را می توان يافت که جشن ها و مراسم هايشان بدون موسيقی و رقص آذری انجام شود. شنيدن موسيقی آذری و اجرای عاشيق های آذربايجان يکی از مهم ترين و با ارزش ترين جاذبه های فرهنگی استان آذربايجان غربی به شمار می رود.
کردهای استان آذربایجان غربی نیز از موسیقی خاص خود برخوردار هستند. موسيقی جزو جدایی ناپذیر زندگی کردهای این استان به شمار می رود. موسيقی کردها از نوایی برمی خيزد که بر گرفته از شیوه زندگی و طبيعت منطقه است؛ ضمن آن که موسیقی در بین مردم این منطقه از پیشینه ای کهن برخوردار است. کمانچه، تنبک، دف، ساز و دهل از جمله ابزارهایی است که در نواختن موسیقی کردی از آن ها استفاده می شود. گورانی و هوره از جمله ترانه های محلی کردهاست که گورانی در اصطلاح کردی، به گورانی چرين مشهور است (يعنی ترانه خواندن) و شعری شاد است که همراه با موسيقی شاد کردی اجرا می شود و اشعار آن برگرفته از مضامين عاشقانه، اجتماعی و حماسی است.
استان آذربايجان غربی از ترکيب قومی و دينی متنوعی برخوردار است. هر کدام از اين اقوام با وجود مشابهت های فرهنگی و رفتاری به نسبت های متفاوت شيوه های خاصی برای برگزاری مراسم و آيين های خود دارند. شيعيان، پيروان اهل تسنن، مسيحيان، ايلات و عشاير و پيروان اديان متفاوت در برگزاری مراسم مربوط به جشن ها و سرودها ، اعياد ملی مذهبی و ساير مراسم خود، رفتارهای قومی ويژه ای دارند که هر یک از آن ها جاذبه های خاصی را برای افراد غير بومی و جهانگردان دارد. مراسم های جشن های میلاد ائمه اطهار، جشن عروسی، جشن چهارشنبه سوری، جشن های عید نوروز، شب چله، خيدر نبی(خضرنبی) و جشن کوسا از مهم ترین جشن های استان آذربایجان غربی به شمار می روند که هر یک با آیین های ویژه این در این منطقه اجرا می شوند.
مراسم جشن های عروسی
مراسم جشن های عروسی در اين استان به ويژه در مناطق روستايی معمولاً در فصل پاييز انجام می گيرد. مراسم از روز نشان کردن و نامزدی شروع شده و در چند مرحله خواستگاری، نامزدی، عقدکنان، شب حنابندان و عروسی برگزار می شود. در روز عروسی حضور مدعوين ضروری است و هدایایی به عروس و داماد داده می شود. جشن عروسی معمولا سه روز طول می کشد و پس از آن عروس را به خانه داماد می برند هم چنين مراسم پابنده تخت بعد از روز عروسی انجام می شود. در تمام مدت برگزاری این جشن ها مردم محلی از لباس های مخصوص جشن ها استفاده می کنند و به شادی و پای کوبی می پردازند و موسیقی محلی نواخته می شود و رقص ها و نمایش های محلی انجام می شود.
چهارشنبه سوری و عید نوروز
استان آذربایجان غربی هم چون سایر نقاط ایران؛ جشن های چهارشنبه سوری و عید نوروز را با شکوه هر چه تمام تر برگزار می کنند و مردم با خانه تکانی های پیش از عید و خرید های جدید و چیدن سفره های هفت سین محلی و عمومی به استقبال سال نو می روند.
شب چله
شب چله که شب يلدا نیز نامیده می شود نیز از دیگر جشن های مردم استان آذربایجان غربی است. در این شب مردم به دیدار یک دیگر می روند و تا سپیده صبح به روایات، حکایت ها، شعرخوانی و بازی های محلی سپری می کنند. ارمنی های استان آذربایجان غربی ده روز زودتر از مسلمانان اين مراسم را اجرا می کنند. خوردن انواع آجیل، هندوانه، انار، خواندن اشعار حافظ و خداحافظی با میوه های گرمسیری از جمله دیگر مراسم های این جشن به شمار می رود.
کوسا گلین
آذری های استان آذربایجان غربی از آخر فصل زمستان تا شروع عید نوروز مراسمی دارند که به کوسا گلین شهرت دارد و معتقدند که این مراسم از زمان حضرت ابراهیم (ع) برجای مانده است. هم چنین عید خیدر نبی (خضر نبی) نیز از دیگر جشن های مخصوص استان آذربایجان غربی است که در شب اول اسفندماه برگزار می شود و فلسفه برگزاری آن امید به آینده بهتر است. در این شب جوانان به شادمانی و پای کوبی می پردازند و با خواندن اشعار موزون و نواختن موسیقی برنامه های جذابی را اجرا می کنند.
اعیاد مذهبی
عیدهای مذهبی از جمله عيد قربان، عيد فطر، جشن بعثت و اعياد نيمه شعبان و ولادت ائمه معصومین(ع) نيز در اين استان با شکوه هر چه تمام تر طی مراسم های مولودی خوانی برگزار می شوند. مسيحيان و اقلیت های دینی نیز مراسم های خاص خود و جشن های دینی خود را به راحتی و آزادانه در این استان برگزار می کنند و در این مراسم ها از آداب و رسوم رایج استان نیز بهره می برند.
جشن انگور
این جشن در اواخر شهریور برگزار می شود و اهالی روستا در این جشن مرغوب ترین انگورها را انتخاب می کنند .
جشن خدیر نبی
زمان برگذاری این جشن بین دو چله زمستان و پیام آن امید به آینده ، بهتر است کسانی که آرزویی دارند دور یک دیگر جمع می شوند و انواع میوه و خوشکبار می خورند و شادی می کنند .
مراسم باران خواهی
این مراسم که به چمچه گلین معروف است هنگام خوشکسالی اجرا می شود .